سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
54
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
قربانى كنم » . بدين جهت على تا وقت شهادتش همهساله از طرف پيامبر ( ص ) دو گوسفند نر فربه قربانى مىكرد ، محمد بن شهاب زهرى مىگويد : رسول خدا ( ص ) از ميان ديگر نزديكان و خاندان خود ، على ( ع ) را براى اين منظور برگزيد كه گويا خود پيامبر ( ص ) است كه شخصا قربانى مىكند ، توفيق راه درست به دست خداست . ( 1 ) داستان دعاى پيامبر صلوات اللّه عليه براى سلامتى و عافيت على عليه السلام . ترمذى به سندى كه گذشت ، از محمد بن بشّار و يعقوب بن ابراهيم و ايشان از قول ابو عاصم به نقل از ابو الجراح ، از جابر بن صبيح و او از امّ شراحيل از قول ام عطيّه نقل كرده است كه گفت : رسول خدا ( ص ) سپاهى را براى جنگ با دشمنان گسيل داشت كه على ( ع ) نيز در جمع اين سپاه بود ( ام عطيّه مىگويد ) خودم از پيامبر ( ص ) شنيدم در حالى كه دستهايش را به طرف آسمان بلند كرده بود ، مىگفت : « خداوندا مرا زنده بدار تا على را ( برگردانى ) و ببينم » . و احمد در كتاب « الفضائل » با همين مضمون روايتى را از زيد بن ارقم نقل كرده است . ( 2 ) احمد در كتاب « الفضائل » از يزيد بن هارون به نقل از شريك و او از عبد اللّه ابن محمد بن عقيل از قول جابر بن عبد اللّه نقل مىكند كه در مسجد در خدمت رسول خدا ( ص ) بوديم ، فرمود : « مردى از اهل بهشت بر شما نمايان مىشود ، يا بر شما وارد مىشود » . پس على ( ع ) وارد شد ، جابر مىگويد : سپس ما آن را به على ( ع ) تبريك گفتيم . ( 3 ) راجع به قراءت سورهء برائت در مقابل مردم و سخن پيامبر كه على از من است ! ترمذى به اسنادى كه گذشت از قول قتيبه و او از جعفر بن سليمان ضبعى به نقل از يزيد الرّشك ، از مطرف بن عبد اللّه و او از عمران بن حصين نقل كرده مىگويد : رسول خدا ( ص ) سپاهى را به جبهه فرستاد و على بن ابى طالب را به سپهسالارى ايشان گماشت ، و على ( ع ) با گروهى از سپاهيان عزيمت كرد و پس از پايان جنگ ، يكى از اسيران را براى خود به كنيزى گرفت ، چهار نفر از سپاهيان با هم پيمان بستند كه وقتى نزد رسول خدا ( ص ) رسيدند جريان را به آن حضرت بگويند و چون به خدمت پيامبر ( ص ) رسيدند ، نفر اول بلند